یادداشتهای یک کچل از خودراضی
یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۶
اعترافات
به دعوت پاسپارتواعتراف مرا بیشتر به یاد کلیسا میاندازد و آن اتاق کوچک مخصوص اعتراف،خوبیاش این است که دست کم نه تو شنونده را میبینی، نه شنونده تو را (هر چند ممکن است خارج از آن اتاق همدیگر را بشناسید)، برای همین (شاید) خیلی راحت میتوانی به کاری(یا گناهی) که کردهای اعتراف کنی،بی آنکه نگران چشمهایی باشی که ممکن است فردا تو را ببینند.اما اعتراف وبلاگی آنهم به دعوت از کسی که تو را...
چهارشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۶
به احترام استاد اکبر رادی
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است ...ویرانه سرای نمایش ایران باز هم ویرانتر شد!عکس از سایت ایران تا...
دوشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۶
سهشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۸۶
نکتهای در مورد شب چله(یلدا).
بخش 1:بدون شک میتراییسم (آیین باستانی آریاییها؟) پر نفوذترین آیین در دنیا و درتمام طول تاریخ بوده است، نشانههایش را به خوبی میتوان در تمام دینهای بزرگ مشاهده کرد،هنوز هم برای عیسویان زادروز تولد خورشید، زاد روز تولد(مسیحا یا نجاتدهنده) است -یلدا در زبان سریانی به معنی تولد است و مسیحا هم ناجیبه مناسبت تولد مسیحا هنوز هم از درخت کاج و ستاره ای بر فراز آن استفاده میشود.خدا در...
چهارشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۶
گوگل و ایران
من اشتباه میکنم یا واقعا گوگل داره بعضی ممنوعیتهاشو برای ایران برمیداره؟امروز که تو option های بلگر می گشتم دیدم تو Setting زبان فارسی رو اضافه کرده !اگه زبان رو فارسی انتخاب کنید خودش تو صفحه پست شما این دو خط رو اضافه میکنه:کد بلاگر:<div style="text-align: right;"></div>من قبلا برای حل مشکلم و برای اینمه RSS reader ها راست به چپ بودن رو بفهمند برای هر پست به صورت...
شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۶
محبوبیت!
حسين آقا داشته ميرفته قم . وقتی ميرسه سر بزرگراه قم ؛ می بينه راه بندونه و ماشينا تکون نمی خورن .همينطور که پشت فرمون نشسته بود و به زمين و زمون ناسزا ميگفت ؛ می بينه که يه آقايی مياد طرفش .شيشه ماشينو پايين ميکشه و ميگه : داداش ! چی خبر شده ؟؟چرا راه بندونه ؟؟آقاهه ميگه : والله يه گروه تروريستی احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی رو گروگان گرفتن و ميگن اگه پونصد ميليون تومن ندين ؛ بنزين ميريزن...
سهشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۶
دریغ
پاسخی نهچندان دلچسب به دلنگرانی دو دوست عزیزم شیدا و آفتابدر سال 1930 از جمله صادق هدایت دعوت کردند که از ازبکستان دیدن کنند.در سفر یکی از کله گندههای حکومتی آن زمان همسفر هدایت بودهدایت برای فرزانه تعریف کرده بود که این آدم از هدایت میخواهد یکی از معلوماتش(کتابهایش) را امضا کرده و به او هدیه کند،هدایت هم میگوید که هیچ کدام از کتابهایش همراهش نیست ، اما با رسیدن به مقصد ،هدایت...
یکشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۶
شوبرت و الیانا!
آموزگار موسیقی شوبرت اعتقاد داشت که شوبرت موسیقی را از خدایان آموخته،اگر آموزگار شوبرت زنده بود و اجرای دیشب الیانا را میدبد به احتمال زیاد او هم با من هم عقیده بود که خدایان هم موسیقی را از الیانا یاد گرفتهاند!--------------------------اجرای زیبای ارکستر مجلسی جوانان از بهترین اجراهای بود که تا به حال دیدهام، بخصوص در روزهابی که به قول فرهاد عزیز صفرا و زردابم به هم ریخته بود.-...
شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۶
یکشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۶
۱۱ روز تا ubuntu 7.10

باور نمیکنید چقدر بهتر شده نسبت به 7.04بخصوص در محیط شبکهای که ویندوز هم در آن باشد!کار با کامپیوترها و پرینترهای تحت شبکه آنقدر ساده است که در ویندوز حتی نمیتوانید خوابش را هم ببینید!برای تست همین حالا هم میتوانید نسخه بتا را از اینجا دانلود کنید.-----پ.ن:اگر دسترسی به اینترنت پرسرعت...
سهشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۶
سهشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۶
بخشی از وجود همه ما
کسایی که تو سالهای سگی ۶۶-۶۸ تب سینما داشتن و فیلم خوب دیدن ، احتمالا اون پیرمرد کور ویولونیست جلوی سینما عصر جدید و بعضی وقتا هم جلوی سینما قدس رو یادشونه.یادمه یه بار کنار سینما پیرمرد رو دیدم که با دقت خاصی سازش رو کوک میکرد، باور به اینکه این آدم چقدربه کوک بودن سازش اهمیت میده برام خیلی سخت بود.پیرمرد سالهاست که ساز نمیزند و احتمالا سازش هم جایی خاک میخورد اما حضور قاطع پیرمرد...
شنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۶
حکایت گوش دراز و ...
این دو متن را بخوانید:"روزهای اخیر سرویس بلاگفا درگیر یکی از بزرگترین مشکلاتی بود که تاکنون در طول زمان فعالیتسایت پیش آمده بود . مشکلی که میتواند هر سایتی را تا مرز تعطیلی ببرد. حدود یازده روز پیش آگاهشدیم که تلاشی برای سرقت دامنه BLOGFA.COM در حال انجام است و سارق دامنه مراحلی را نیزپیش...
پنجشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۶
خدا پشت دره!
الکساندر : دارم میمیرم نه؟:...الکساندر: کی پشت دره؟:خدا پشت دره!الکساندر: نمیتونی بیایی بیرون؟:هیچ کس نمیتونه صورت خدا رو ببینه!الکساندر: از من چی میخواهی؟:فقط میخوام بهت نشون بدم وجود دارم.الکساندر:خیلی ممنونم،ممنون:تو برای من مثل یک دانه بیارزش خاکی،میدونستی؟الکساندر: نه.:به علاوه تو با خواهرها و پدر و مادرت مهربان نیستی،به آموزگارانت گستاخی میکنی و افکارناپسندی داری. واقعا...
پنجشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۶
پرشینبلاگ ،اصلاحیه
در مطلب قبلی شاید از جانب انصاف خارج شده باشم،که این هم این بیشتر به خاطر عدم اطلاع رسانی مدیران پرشینبلاگ بود.اطلاعاتی که امروز (با صحبت با یک دوست قدیمی که از قضا در پرشینبلاگ کار میکند) به دست آوردم،اطلاعات جالبی است،که اگر درست باشد ،میتواند دیدگاه ما را در مورد امنیت شرکتهای ثبت دامنه را به صورت کلی عوض کند.تا همینجا را داشته باشید تا ببینیم مسوولان پرشینبلاگ چه میکنند.-----------------البته...
سهشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۶
پرشینبلاگ : قسم حضرت عباس یا دم خروس؟
در دنیای اینترنت هک کردن معنای خاصی دارد،هک کردن یعنی استفاده از نقطهضعفهای سیستمی برای نفوذ در آن و اینکه ادعا میشود دامین پرشینبلاگ هک شده است،میتواند دردسرهای حقوقی زیادی برای پرشینبلاگ ایجاد کند و نمی توان فکر کرد که مدیران پرشینبلاگ از این موضوع بی اطلاع اند .معنی هک کردن دامین پرشین بلاگ این است که هکرها توانستهاند سایت Netfirms را هک کنند!در صورتی که مدیران پرشینبلاگ...
دوشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۶
بدبخت ملتی که نیاز به ناجی دارد

بعد از مدتها یک خنده اساسی فرمودیم!نمیدانم ایمیل 'آقا پرفسور ابراهیم میرزایی بنیاد پیدایش علم حق و عدالت از زمین تا آسمانهای بیکران' به دست شما هم رسیده یا نه!ایمیلی به زبانهای فارسی و عربی با این مضمون که این آقا ابراهیم میرزایی ظاهرا ناجی جدید ماستخندهام گرفت که هنوزهم در قرن 21ناجیها...
یکشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۶
در آستانه
احمد شاملوبايد اِستاد و فرود آمدبر آستان ِ دری که کوبه نداردچرا که اگر بهگاه آمدهباشي دربان به انتظار ِ توست و اگر بيگاهبه درکوفتنات پاسخي نميآيدکوتاه است درپس آن به که فروتن باشيآيينهيي نيکپرداخته تواني بود آنجاتا آراستهگي راپيش از درآمدن در خود نظری کنيهرچند که غلغلهی آن سوی در زادهی توهم ِ توست نه انبوهي ِ مهمانانکه آنجا تو را کسي به انتظار...
یکشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۶
ملا و ...
به یکی از دوستانم که کارش(و زندگیاش)موسیقی است، گفتم: چه خبر؟گفت: شرمنده، گفتهاند مصاحبه نکنید!، به زودی معلوم میشود(نقل به مضمون!)احتمالا برای کنسرتی،چیزی آماده میشوند.راستش یاد آن حکایت ملا افتادم:نیمهشب بود و ملا به خانه برمیگشت،مردی کنار ستون در خانهای نشسته بود و ستون را به آرامی و بیصدا اره میکردملا ژرسید چه میکنی؟مرد گفت: ساز می زنمملا گفت: پس چر صدایش نمیآید؟مرد...
شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۶
مصائب ما
به بهانه این نوشته سایت بازتابیادآوری بعضی خاطرههای فراموش شده.یا آنکه حقبقت را نمیداند نادان است ،انکه حقیقت را پنهان میکند جنایت کار.هوا تاریک بود که از خانه که بیرون آمدیم ،وزن گونی سنگینتر از آن بود که بشود به آسانی حملش کرد،پر از خاطرات خوب و شاید چند تا خاطره بد.کمر آدم بیشتر از وزن کتابها زیر بار خاطره ها له میشد.خاطرات خوب عروسک سخنگو ، ماهیسیاه کوچولو،یک هلو هزار هلو...
چهارشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۶
یکشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۶
اندر حکایت دست دادن و انکار
1- نفرین ملا:اما ناقلان شکرشکن و راویان اخبار چنین حکایت کنند که در روزگارقدیم مطربی بود بس مشهور،بزم بزمیان را با ساز و آواز خود گرم میکرد و دلشان را شاد.و خود در این میان نانی در میآورد و خود و خانوادهاش را سیر میکرد؛ هرچند که ملای شهر نان بدست آمده از مطربی را حرام میدانست و هرگاه که او را در کوی میدید روی برمیگرداند و با صدایی که بقیه هم بشنوند او را نفرین میکرد و از خدایش...
چهارشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۶
حسنعلی منصور و بنزین
1-عزیزنسین(نویسنده ترک) داستانی دارد با این مضمون(اصل داستان را شاید 20 سال( یا بیشتر) پیش خواندهام برای همین مجبورم فقط به موضوع اشاره کنم:در مملکتی دوردست روزی رییسجمهور به وزیر اش دستور میدهد که آب را 50 درصد گران کند ، مخالفت وزیر مربوطه که ما همینطوری هم سود میدهیم هیچ فایدهای ندارد و وزیر به ناچار آب را گران میکند،مردم به خیابانها می ریزند،اعتصاب میشود خودروهای دولتی و...
شنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۶
سنگسار
هشدار: فیلم موجود در این نوشتار ممکن است شما را آزار بدهد،اگر این طور است فقط متن را بخوانید و بد نیست بدانید فیلم مربوط با اجرای حکم سنگسار در عراق است.------------------------------سنگسار ریشه در چه زمانی دارد؟چه چیزی به جز دین و از نوع سادیسمیاش میتواند چنین حکمی را صادر کند؟چه چیز به جز سادیسم و یا مذهب میتواند انسانی را وادار به پرتاب سنگ کند؟اولین بار که این فیلم را دیدم...
نردبان ماده!
برای اینکه به قول سهراب دل تنهاییتان تازه شود بد نیست سری به وبلاگ عکاسخانه بزنید و عکسهای شیوا خانم یا به قول خودش نردبان ماده را تماشا کنی...
متالیکا یا احمدیلیکا؟

این هم پاسخی دندانشکن برای کسانی که میگویند احمدینژاد نسل جوان را نمیشناسد و سلیقه آنها را نمیفهمد!میبینید که جناب رییسجمهور محترم هم متالیکا باز تشریف دارند!بعید نیست همین فردا پس فردا هم صلیب وارونه به چفیهاشان آویزان کنند.پ.ن 1: من متالیکا باز نیستم ولی باز هم به خاطر توهین...
چهارشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۶
یک هفته پس از ماجرا
این پست به بهانه نوشته برادر دهنمکی سابقا عربدهکش و باتوم بدست و امروز روشنفکر،فیلمساز و شریعتی دوست نوشته شده و هیچ ربطی به هیچ چیزی ندارد.جایتان خالی،تشریف برده بودیم کافه نادری برای صرف قهوه و درد دل و گفتمان با یکی از دوستان.وقت برگشتن رفتیم به کوچه کناری سفارت انگلیس -که کوچه زیبا و دنجی است و همیشه مقدم ما را گرامی می دارد.اما اینبار پر بود از حضرات انتظامی و ضد شورش،با کلی...
سهشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۶
...باز هم خیام
قانع به یک استخوان چو کرکس بودنبه زانکه طفیل خوان ناکس بودنبا نان جویین خود حقا که به استکا پالوده و پالوده هر خس بو...
یکشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۶
لباس ملی و مد ملی
به یکی گفتند شما تو شهرتون آثار باستانی دارید؟گفت : نه ولی داریم میسازیم.حالا جکایت ماست میخواهد برایمان لباس ملی طراحی کنند!لباس ملی هویتی ملی است که قرنها برای شکل گرفتنش زمان لازم است،نه چیزی که یک طراح مد یک شبه طراحی کند،هیچ یک از طراحان مد نمیتوانند لباسی به زیبایی لباسهای سنتی ایرانی طراحی کنند،کافی است سری به روستاهایمان بزنیدلباس ابیانهزنان شالیکار شمالیکردهالرها ...فکر...
چهارشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۶
سهشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۶
جمعه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۶
ممد نبودی ببینی
ممد نبودی ببینی که سیبزمینیپوستکن های آشپزخانههای صحرایی به نام تو و به نام دفاع از ارزشهای تو چه بلایی بر سر فرزندان این آبوخاک میآورند!نبودی ببینی که چگونه همرزمانات را به گوشه خانهها و آسایشگاهها تبعید کردهاند تا فجایع را نبینند.نبودی ببینی که به نام تو وبه یاد تو چگونه فاشیسم را به عنوان ارزشهای تو به خورد مردم میدهند.نبودی ببینی که تو و یارانت و رشادتهایتان را چگونه...
چهارشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۶
عذرخواهی رسمی
من در اینجا به صورت کاملا رسمی از تمام شما برادران (و خواهران!) زحمتکش و جان برکف انتظامی و بسیجی و تمام امت همیشه در صحنه به خاطر پست قبلی عذرخواهی میکنم.باور کنید یادم رفته بود که هر کس وظیفهای دارد و باید به وظیفهاش عمل کنداگر کسی به وظیفهاش عمل کرد که نباید او را بازخواست کنیم!فراموش کرده بودم که وظیفه شماست که با فساد مبارزه کنید ٬فراموش کرده بودم که 'به فرموده' دارید که...
دوشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۶
و خدایی هم هست؟
.jpg)
ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریمبا این همه مستی ز تو هشیار تریمتو خون کسان خوری و ما خون رزانانصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟مطلب قبلی را که مینوشتم ،فکر نمی کردم نمونه اش را فردایش میبینم ،یاد هفته پیش افتادم که در ایستگاه مترو آریاشهر - جلوی دستگاه ATM نمیدانم کدام بانک - یکی از همین...
یکشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۶
خیام
ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریمبا این همه مستی ز تو هشیار تریمتو خون کسان خوری و ما خون رزانانصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟هر قدر هم دوست دارند بگویند که این شعرها از خیام ریاضی دان و منجم نیستاما آن خیامی که این شعر ها را سروده دوست تر دارم تا کاشف آن مثلث مشهورگــر مــن ز می مغانه مـستم هستمگر کافر و گبر و بت پرستم هستمهر طایفه ای بمن گــمـانی داردمن زان خودم...
چهارشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۶
سه آرزو
کوچک که بودیم،میگفتند:اگر آرزویت را بگویی برآورده نمیشود،برای همین آرزوهایمان را در تاریکترین و دور از دسترسترین نقطه دلمان پنهان میکردیم تا شیطان ندزدشان!آنقدر دور که بیشتر وقتها خودمان هم فراموش میکردیم که آرزویمان را کجا گذاشتهایم و اصلا آرزویمان چه بود؟بعدتر ،آرزوهای دم دست نمیشد داشت،باید آرزوی بزرگ میداشتیم،به قول بزرگترها:"هم سن و سال های شما در جبهه با بعثی های کافر...
پنجشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۶
ترسهای ما
این گفتمان از یک گفتگوی طولانی در یک پیاده روی با باسپارتو در ذهنم شکل گرفت...این که بگردم و ببینم در اعماق وجودم از چه چیزهای میترسم و چقدر این ترسها واقعی است؟- منظورم ترس از سوسک!،تاریکی،ارتفاع و... نیست -و اگر ترس،ترسی واهی است، چطور میشود درمانش کرد.خیلی به این موضوع فکر کردم،راستش تمام ترسهای مسخره را که کنار بگذاریم بیشتر از همه از دو چیز میترسم:1-بزرگترین کابوس من از زمانی...
دوشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۶
شنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۸۶
برای معترضان به فیلم ۳۰۰
اینجا درکه است...من نمیفهمم انسانهایی که بر خلاف فرهنگ ایرانی و بر خلاف آموزههای موجود در زمان خشایارشاه این بلا را بر سر طبیعت میاورند چگونه به خودشان اجازه میدهند به 300 و الکساندر و.. اعتراض کنند!به نظر شما کدام تصویر بدتری از فرهنگ ما نشان میدهند؟۳۰۰ یا ای...
جمعه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۶
آدمها
در تقسیمبندی ذهنی من٬آدمها انواع مختلفی دارند که یک نوع آنرا من ترانسپرنت نامیدهام٬آدمهای ترانسورنت آدمهایی هستند که حضورشان را حس نمیکنی ولی نبودشان را چرا٬حضور آنها هیچ نوع باری بر دوش آدم ندارد و بدون اینکه ادم حس کند ٬بار بسیاری را از دوش آدم برمیدارند.برای همین است که نبودشان را حس میکنیبهترین نمونه این ادمها دوستان ما هستند٬بر روی واژه دوست تاکید میکنم چرا که هر آشنایی...
پنجشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۶
هفته در ایران باستان
تقدیم به پاسپارتویک نکته:این که در ایران باستان روز هفته داشتهایم یا نه٬نه باعث افتخار است نه باعث شرمندگی٬این فقط یک تقسیم بندی است٬ بنابراین این نوشتار قرار نیست بر افتخارهای ما چیزی بیافزاید یا کم کند.فارسیان درآغاز سلطنت خود هفته نداشتند زیرا اولین اشخاصی که هفته را استعمال کردند اهل مغرب بودند خصوص اهل شام و حوالی آن که چون انبیاء در این ناحیه ظهور نمودند از هفته اولین که آغاز...
چهارشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۶
شنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۵
غرور ملی یا جوگیری ملی؟
باز هم جوگیر شدیم یا اینبار قضیه جدی است؟چرا باید باور کنم که جوگیر نشده ایم؟من نمیفهمم مردمی که به چیزهای بسیار مهمتر و توهینهای بزرگتر به تاریخاشان بیتفاوتاند چطور به یک فیلم بی ارزش هالیودی حساسیت نشان میدهند؟چطور وقتی ایرانیان زرتشتی ،کلیمی،بهایی و ... مجبور به کوچ اجباری از ایران میشوند کسی اعتراضی نمیکند؟چطور میتوانید برنامههای مبتذل و سراسر توهین صدا و سیمای جمهوری...
چهارشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۵
چهرشنبه سوری و یک پرسش بنیادین!
د رکنار تمام چیزهایی که از چهارشنبه سوری گفته میشود مانند این که ایرانیان پیش از اسلام روز هفته نداشته اند و ...(متن سال گذشته من را در این مورد بخوانید)،یک چیز فراموش شده است:در ایران باستان شب هر روز در انتهای روز بود نه شب قبل از آن! یعنی شب چهار شنبه میشد چهارشنبه شب.فلسفه ان نیز مقدم بودن نور بر تاریکی بود،برعکس در فلسفه عربی شب را مقدم بر روز میدانستند یعنی شب چهارشنبه میشد...
یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۵
300،Alexander،سد سیوند،خیج فارس و...
نمیفهمم این همه حساسیت برای چیست؟چرا خودمان را گول میزنیم؟کدام تمدن؟کدام گذشته پرافتخار؟چرا به یک مشت سنگ و خاک پوسیده چسبیدهایم؟گذشتهای که از آن دم میرنیم به جای اینکه باعث افتخار ما باشد باید باعث شرمندگی ما باشد،اینکه ما چگونه میراث نیاکانمان را به این شکل درآوردیم،باعث افتخار است یا شرمندگی؟بهانه نیاوریم که تقصیر ما نبود،اسکندر، تازیان،مغولها و ... اینگونهامان کردند،این خود...
یکشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۵
ای ایران ای مرز پر گه + ار
کار کردن در ایران و به خصوص سازمانی که مدیریتی دولتی داشته باشد سخت ترین کار ممکن و از طرفی ساده ترین کار ممکن است،بسته به این است که چطور فکر کنی!اگر بتوانی تفکرت را با تفکر مدیریت(مدیر + ریت) سازگار کنی (به عبارت بهتر اصلا فکر نکنی) ،همه چیز بر وفق مراد است،حق و حقوقت را که میدهند هیچ،کلی پاداش و ترفیع و مدال لیاقت و شجاعت! هم میگیری،فقط باید یاد بگیری که با چشم بسته کار کنی و روزی...
شنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۵
قدیس
نه خود قدیس ،بلکه چیزهایی که از دیدگاه غیر قدیسان در موردش مطرح میشود،به او ارزشی تاریخی میبخشد.مردم در مورد قدیسان اشتباه میکنند،از روحیات او را برداشت نادرست میکنند و با این کار تا آنجا که میتوانند از او فاصله میگیرند.او را بی همانند،بیگانه و فراانسانی تصور میکنند و این چنین...
شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۵
یکشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۵
داستان
در زمانهای دور در سرزمینی دوردست مردمانی زندگی می کردند سختکوش،با ایمان و آزاده.روزها در زمین زراعیشان کار می کردند و شبها با خانواده دور کرسی مینشستند و حکایتهای قدیمی تعریف می کردند.بچههااین جکایتهای قدیمی را میشنیدند و سالها بعد برای بچههایشان نقل میکردند.اما...مردم این سرزمین هم مانند هر سرزمینی مجبور بودند روزی بمیرند تا جا را برای بچههایشان باز کنندبچهها هم مانند هر...
چهارشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۵
جشن سده
حشن سده در ایران امروزز هوشنگ ماند این سده یادگار/ بسی باد چون او دگر شهریارکز آباد کردن جهان شاد کرد /جهانی به نیکی از او یاد کردروزگاری نه چندان دور در جشن سده آتشی می افروختند و ایرانیان بسیاری گرداگرد این آتش گرد میآمدندو در گرمای آتش مقدس و گرمای وجود جمع جشنی میگرفتند بزرگآتش نشانه وحوت ملی بود و ایرانیان ایران زمین در همه جا این نشانه ملی را گرامی میداشتند،و...
جمعه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۵
یک خواب عجیب
دلمان گرفته بود ،با نادر عزیز راه افتادیم و با دوچرخه رفتیم بازار بزرگ تهران،دوچرخهها بیرون بازار پارک کردیم (بدون اینکه قفلشان کنیم!) و رفتیم راسته فرش فروشها،برای دیدن،نه برای خریدنراسته فرش فروشها اینطوری که الان میبینیم نبود،میدانگاه بزرگی بود که دورش مغازهدارهای اصیل فرشهای گرانشان را میفروختند و در وسط میدان دستفروشان فرشهای ارزانشان را،ما هم فرششناسهای قابلی بودیم،در...
چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۵
خودخواهی
من آدم خودخواهی هستم،اولین باری که کتاب تنهایی پر هیاهو را در دست کسی دیدم ناراحت شدم،شاید توی دلم فکر می کردم هرابال کتاب را برای من نوشته و دوایی عزیز هم فقط برای شخص من ترجمه کرده.وقتی دیدم کسی هست که میخواهد فراموش شدهگان را ببیند تمام تلاشم را کردم که منصرفاش کنم،اصلا دوست نداشتم کسی در جستجوی زمان از دست رفته را بخواند.خیلی فیلمها هست که دوست ندارم کسی ببیندشانکتابهای زیادی...
یکشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۵
به مناسبت آغاز ماه محرم الحرام و شهادت سالار شهیدان
ابن پست به احترام پاسپارتوی عزیزو کامنت کاملا منطقی اش حذف ش...
دوشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۵
بلاگر مردم آزار
به بلاگر جدید که نقل مکان فرمودیم هم چیز به هم ریخت! تمام متن های فارسی که در Template بود به هم ریخت و زبانش تبدیل شد به زبان مریخی!از آنجایی که ما زبان مریخیمان ضعیف است احتمالا کمی طول می کشد تا همه چیز را ترجمه بفرماییم،پس به گیرنده ای خودتان دست نزنید ،اشکال از فرستنده اس...
ستاره داوود سرخ و شیروخورشید سرخ
چند سال پیش در جایی،(نمی گویم کجا) با کمک زالی عزیز ،مطلبی نوشتم درباره شیر و خورشید سرخ.و در آن به تاریخچه شیر و خورشید و سر نوشت آن اشاره کرده بودم و با توجه به بولتن داخلی سازمان هلال احمر اشاره کرده بودم که این سازمان جهانی مهلتی را برای ایران تعیین کرده تا تکلیف علامت شیر و خورشید سرخ را روشن کند.همینطور اشاره کرده بودم که اسراییل در تلاش است علامتی مخصوص خود را به ثبت برساند.خب...
سهشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۵
به چنین ملت و گور پدرش باید ...
احتمالا میرزاده عشقی هم مشکل مشابهی با این ملت مفت خور پاچه لیس داشته که آن شعر درخشان را نوشتهکسانی که از فعالیت های ارکستر مجلسی جوانان خبر دارند می دانند وحیدی آذر ، فرهاد و تمام اعضای ارکستر چه زحمتی کشیده اند تا ارکستر به این سطح رسیده،(کسانی که اجرای ارکستر را دیده اند می دانند چه می گویم)حاج آقا کامبیز روشن روان آقا شاهین فرهت،و موسیو لوریس،همینگوی گفته قشنگی دارد : شرافت یک...
جمعه، دی ۱۵، ۱۳۸۵
Oh La La Paris!
وقتی به شدت اوضاع ات به هم ریخته و به نوعی حال ات از همه چیز این دنیا گرفته،بهترین اتفاقی که ممکنه بیافته چیه؟...مرسی علی جان برای تماس ات ومهربانیت،شاید خودت ندانی چقدر تماس ات تاثیر گذار بود....
سهشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۵
رمان یا استان کوتاه؟
نمی دانم این خاصیت زمان ماست که داستان کوتاه اینقدر رشد کرده؟ یعنی کم بودن زمان برای مطالعه؟یا علاقه به فشرده خوانی؟(همه چیز MP3 شده است؟!)کدام با ارزش تر است: فیلم کوتاه یا بلند؟طبیعی است که فیلم کوتاهی که بلند ساخته شود،فیلم قابل قبولی نیست و برعکس،داستان کوتاه هم مانند فیلم کوتاه است.به هیچ وجه نمی توان شاهکار پروست(در جستجوی زمان از دست رفته) را به خاطر بلند بودنش نادیده گرفت و...
اشتراک در:
پستها
(
Atom
)
جستجوی این وبلاگ
برچسبها
جاهايي که سر ميزنم
کتابخانهها
- کتاب فارسی
- ایرانیان آمریکای شمالی
- کتابخانه رضا قاسمی-دوات
- کتابخانه داتیس
- قفسه
- کتابخانه آشیان
- پارس تک
- کتابخانه مارکسیستها
- امیرحسین خنجی
- کتابخانه خوابگرد
- کتبخانه اهل سنت
- کتابخانه پارس
- آوای آزاد
- نیلوفرانه
- کتابخانه بهاییان
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه ادم و حوا
- جستجو در کتابهای فارسی
- کتابخانه نهضت ملی ایران
- تبرستان
- کتابخانه ایران باستان
اخبار زرتشتیان
CopyLeft! هرگونه کپی برداری مجازاست، اما خوشحال میشوم اگر به خودم هم خبر بدهید. با پشتیبانی Blogger.
آرشیو وبلاگ
-
2009
(53)
- دسامبر (4)
- نوامبر (3)
- اکتبر (2)
- سپتامبر (4)
- اوت (6)
- ژوئیهٔ (10)
- ژوئن (4)
- مهٔ (3)
- آوریل (3)
- فوریهٔ (7)
- ژانویهٔ (7)
-
2008
(77)
- دسامبر (4)
- نوامبر (4)
- اکتبر (3)
- سپتامبر (4)
- اوت (15)
- ژوئیهٔ (11)
- ژوئن (7)
- مهٔ (2)
- آوریل (7)
- مارس (11)
- فوریهٔ (2)
- ژانویهٔ (7)
-
2006
(130)
- دسامبر (8)
- نوامبر (6)
- اکتبر (6)
- سپتامبر (6)
- اوت (8)
- ژوئیهٔ (15)
- ژوئن (15)
- مهٔ (21)
- آوریل (15)
- مارس (8)
- فوریهٔ (6)
- ژانویهٔ (16)
بیشتر خواندهشدهها
-
در پسلرزهای اولیهی «اسناد پاناما»، وقتی مشخص شد در برخی از این اسناد، نام «محمود احمدینژاد» ذکر شده، گروهی که به اصلاحطلبان معروف شده...
-
در دنیای اینترنت هک کردن معنای خاصی دارد، هک کردن یعنی استفاده از نقطهضعفهای سیستمی برای نفوذ در آن و اینکه ادعا میشود دامین پرشینبلاگ...
-
1- نفرین ملا: اما ناقلان شکرشکن و راویان اخبار چنین حکایت کنند که در روزگارقدیم مطربی بود بس مشهور، بزم بزمیان را با ساز و آواز خود گرم میک...
-
وقتی بنفشه را با گل سرخ برانداز می کنند ممکن است این نظر به میان بیاید که چرا بنفشه اینقدر کبود است؟ بخشی از یک نامه از نیمای یوش به احمد شا...
-
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم، پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی... سهراب (گلستانه)
-
بعد از مدتها یک خنده اساسی فرمودیم! نمیدانم ایمیل ' آقا پرفسور ابراهیم میرزایی بنیاد پیدایش علم حق و عدالت از زمین تا آسمانهای بیکران ...
-
از طلا بودن پشیمان گشته ایم / لطف فرموده ما را مس کنید! اصلا فکر نمی کردم یه Comment ساده -که به طنز هم نوشته شده- بتونه باعث دلخوری کسی بش...
-
یادت هست، چند سال پیش بود؟ شاید بیشتر از ۱۵ سال؟ خیلی ساده، وسط سرمای زمستان،اخرین بطری ودکا را ورداشتی و بدون لباس مناسب و تجهیزات زمستانی...
-
«اگر دیگر پای رفتنمان نیست، باری، قلعهبانان این حجّت با ما تمام کردهاند که اگر میخواهید در این دیار اقامت گزینید میباید با ابلیس قرار...
-
آخرین جمله پاپیون رو به آسمان: Hey, you bastards, I'm still here! پ.ن : چرا درنسخه دوبله فارسی این جمله حذف شده است؟
© ما اينيم 2013 . Powered by Bootstrap , Blogger templates and RWD Testing Tool