یادداشتهای یک کچل از خودراضی
چهارشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۸
30 سال
اگر شرایط به سمتی برود که حکومت تقلب در انتخابات را بپذیرد، عملا تمام انتخابات 30 سال گذشته زیر سوال نمیرود؟
توجه داشته باشیم که شورای نگهبان انتخابات را تایید کرده است.
نکته دیگر اینکه چه تضمینی وجود دارد در انتخابهای بعدی که زیر نظر همین شورا برگزار میشود، واقعی باشد؟
اطمینان از دست رفته مردم را چطور میشود برگرداند؟
با توجه به شرایط بالا فکر میکنید حکومت حاضر است این رسوایی را بپذیرد؟
شاید بگوییم برای بقا ممکن است بپذیرد، اما مشکل اینجاست که آدمهایی که عنوان نماد و رهبر برای جنبش سبزمان انتخاب کردهایم نیز پیش از این در این نظام نقش داشتهاند و زیر سوال رفتن تاریخ 30 ساله حکومت به نفع آنها هم نیست...
توجه داشته باشیم که شورای نگهبان انتخابات را تایید کرده است.
نکته دیگر اینکه چه تضمینی وجود دارد در انتخابهای بعدی که زیر نظر همین شورا برگزار میشود، واقعی باشد؟
اطمینان از دست رفته مردم را چطور میشود برگرداند؟
با توجه به شرایط بالا فکر میکنید حکومت حاضر است این رسوایی را بپذیرد؟
شاید بگوییم برای بقا ممکن است بپذیرد، اما مشکل اینجاست که آدمهایی که عنوان نماد و رهبر برای جنبش سبزمان انتخاب کردهایم نیز پیش از این در این نظام نقش داشتهاند و زیر سوال رفتن تاریخ 30 ساله حکومت به نفع آنها هم نیست...
اشتراک در:
نظرات پیام
(
Atom
)
جستجوی این وبلاگ
برچسبها
جاهايي که سر ميزنم
کتابخانهها
- کتاب فارسی
- ایرانیان آمریکای شمالی
- کتابخانه رضا قاسمی-دوات
- کتابخانه داتیس
- قفسه
- کتابخانه آشیان
- پارس تک
- کتابخانه مارکسیستها
- امیرحسین خنجی
- کتابخانه خوابگرد
- کتبخانه اهل سنت
- کتابخانه پارس
- آوای آزاد
- نیلوفرانه
- کتابخانه بهاییان
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه ادم و حوا
- جستجو در کتابهای فارسی
- کتابخانه نهضت ملی ایران
- تبرستان
- کتابخانه ایران باستان
اخبار زرتشتیان
CopyLeft! هرگونه کپی برداری مجازاست، اما خوشحال میشوم اگر به خودم هم خبر بدهید. با پشتیبانی Blogger.
آرشیو وبلاگ
-
2009
(53)
- دسامبر (4)
- نوامبر (3)
- اکتبر (2)
- سپتامبر (4)
- اوت (6)
- ژوئیهٔ (10)
- مهٔ (3)
- آوریل (3)
- فوریهٔ (7)
- ژانویهٔ (7)
-
2008
(77)
- دسامبر (4)
- نوامبر (4)
- اکتبر (3)
- سپتامبر (4)
- اوت (15)
- ژوئیهٔ (11)
- ژوئن (7)
- مهٔ (2)
- آوریل (7)
- مارس (11)
- فوریهٔ (2)
- ژانویهٔ (7)
-
2007
(60)
- دسامبر (7)
- نوامبر (1)
- اکتبر (2)
- سپتامبر (3)
- اوت (2)
- ژوئیهٔ (8)
- ژوئن (10)
- مهٔ (5)
- آوریل (2)
- مارس (8)
- فوریهٔ (3)
- ژانویهٔ (9)
-
2006
(130)
- دسامبر (8)
- نوامبر (6)
- اکتبر (6)
- سپتامبر (6)
- اوت (8)
- ژوئیهٔ (15)
- ژوئن (15)
- مهٔ (21)
- آوریل (15)
- مارس (8)
- فوریهٔ (6)
- ژانویهٔ (16)
بیشتر خواندهشدهها
-
در پسلرزهای اولیهی «اسناد پاناما»، وقتی مشخص شد در برخی از این اسناد، نام «محمود احمدینژاد» ذکر شده، گروهی که به اصلاحطلبان معروف شده...
-
وقتی بنفشه را با گل سرخ برانداز می کنند ممکن است این نظر به میان بیاید که چرا بنفشه اینقدر کبود است؟ بخشی از یک نامه از نیمای یوش به احمد شا...
-
حمید هامون هم رفت! نه دکتر من یه موقعی فکر میکردم یه گهی میشم، اما هیچ پخی نشدم۰ چهل و خوردهای ازم گذشته ولی بدتر آویزوونم، آویزوون. چی ک...
-
نام من شیری نگاری است، من هم دوست داشتم توی کلمبیا حرف بزنم اما وقتی ایران به حماس پول داد تا اتوبوس ما رو منفجر کنند، کشته شدم. عکس را از ی...
-
من صدای انقلاب شما رو شنیدم! ماجراهای مناظرهها شما رو یاد این جمله شاه نمی اندازه؟
-
کاش آخر همه قصهها خوب تمام میشد!
-
آخرین جمله پاپیون رو به آسمان: Hey, you bastards, I'm still here! پ.ن : چرا درنسخه دوبله فارسی این جمله حذف شده است؟
-
ميخواهم از شما که از ما هزار بار بگوييد بگويند با قاري بزرگ، ميکاريم عشق بزرگ را، تا گل دهد به دامن بيزاري بزرگ... لینک
-
من فکر میکنم آدمها همیشه بیشتر از آنی که سزاوراش هستند بدست میآورند، شما چطور؟ پ.ن: این عکس تزیینی است شاید هم ساختگی باشد، باور کنید به ه...
© ما اينيم 2013 . Powered by Bootstrap , Blogger templates and RWD Testing Tool

۱ نظر :
هیچ چاقویی دسته اش را نمی برد.
ارسال یک نظر