یادداشتهای یک کچل از خودراضی
چهارشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۴
شنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۸۴
ﭘﺘﻪ مي ريزيم رو آب ! آي ﭘﺘﻪ مي ريزيم!
يه نكته خوب انتخابات تو ايران اينه كه رقيبا ﭘﺘﻪ همو مي ريزن رو آب!
البته اين وسط آدماي بدبختي مثل عليرضا امير قاسمي هم بى جوري سه مي شن!( شايد هم سو مي شن!)
اين امير قاسمي بدبخت كلي زور زد تا ﮔﻮﮔﻮﺵ رو خراب كنه ، حالا!...
بعضي اونايي كه خدا رو قبول دارن مي ﮔﻦ : ﭼﻮب خدا صدا نداره وقتي بزنه دوا نداره!
البته فكر نمي كنم كسي تو وابسته بودن بعضي كانالهاي معروف به لس آنجلسي به صدا و سيماي ايران شك داشته باشه! ولي اين خبر يه ﭼﯿﺰ دﻳﮕﻪ است!
اصل خبر رو مي تونيد از ﮔﻮيا بخونيد ولي از اونجايي كه ﮔﻮيا تو ايران عزيز ما تو بيشتر ISP ها فيلتر شده ،متن خبرو ميزارم اينجا تا اونايي كه به ﮔﻮيا دسترسي ندارند، بخونند!:
پیرو درج و به عبارتی درز خبر توافق اعضای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در مورد اعلام نام علی لاریجانی بعنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری موج خوشحالی همه اقشار مردم بویژه خود من را هم فرا گرفت .
اصولا آقای لاریجانی از نیروهای بسیار متعهد و دلسوز و ناز انقلاب است . ولی من که فکر نمی کنم نامبرده رای بیاورد حتی فکر می کنم شورای انقلاب کاندیداتوری ایشان را پس بگیرد و او را لعن و نفرین کند . حالا طرف هزار بار هم در سخنرانی هایش مخالف چند همسری باشد ، به هر شهری که برود اعلام کند که به آن شهر توجه نشده است ( از روشهای جلب نظر مردم در عهد پارینه سنگی)و یا انتخاب افراد کابینه خود را منوط به نظر رهبری کند . (منظور همان قضیه دو خط موازی است که به هم نمی رسند مگر به فرمان مقام معظم رهبری !) باز فرقی نمی کند .
وقتی چمدانهای پر از دلار -که سالهاست همه دعواها سر آنهاست – در جیب مبارک علی لاریجانی و شورای همکاری نیروهای انقلاب پیدا شود دیگر نباید انتظار داشت که شورای نگهبان و مردم همیشه در صحنه ایشان را دارای صلاحیت ریاست جمهوری بدانند .
القصه در کشورگل و بلبلی که یک روزنامه نگار محلی و وبلاگ نویس به جرم مصاحبه با رادیو فردا به 14 سال زندان محکوم می شود تکلیف کسی که در سازمان تحت مدیریتش به کانالهای لوس آنجلسی کمکهای مالی و چراغهای سبز اعطا کرده است و چمدانهای پر از دلار را در راه توسعه تهاجم فرهنگی حیف و میل می کرده است ، معلوم است.
باید به استحضار آنهایی که به اصطلاح ماهواره ندارند رساند که لاریجانی طی مدرک ذیل افرادی را مورد الطاف خود قرار داده اند که سالهاست در حال توسعه و معرفی موسیقی های مبتذل و تصاویر مستهجن شوها و ایجاد الگوهای پوششی با نیم وجب دامن برای دختران و نیم متر موی دمب اسبی برای جوانان این مملکت بوده اند و از پولهای داده شده توسط سازمان لاریجانی برای تهاجم و شبیخون فرهنگی استفاده کرده اند .یکی از این جنابان نیز که مدیریت یکی از شبکه های تلویزیونی لوس آنجلسی همانطور که بیاد دارید در بحبوحه 18 تیر آن سال کذایی سریعا یک ترانه و شوی تلویزیونی با تعدادی از هنرمندان! لوس آنجلسی تهیه نمود که طی آن جوانان را به ریختن به خیابان ها دعوت می نمود !! . از آنجایی که تاریخ نامه فوق نیز خرداد 1381 است ، طبعا آقای لاریجانی و دوستان ایشان در راس سازمان صدا و سیما از اقدامات نامبرده که در برهه 18 تیر انجام داده بود کاملا با خبر بودند که البته مصداق کامل تشویق به شورش علیه نظام اسلامی بوده است و قطعا شورای نگهبان نمی تواند صلاحیت فردی را که در راس سازمان متبوعش به مشوقان به شورش علیه نظام اسلامی کمک مالی کرده است ، تایید کند .
مردم اینهمه شهید و جانباز داده اند ، بسیجیان و نیروی انتظامی اینهمه با مظاهر تهاجم فرهنگی مبارزه کرده اند که آقای لاریجانی و دوستانشان بودجه صدا و سیما را با کمال پر رویی برای ایجاد و توسعه تهاجم فرهنگی اختصاص دهند ؟ وا اسلاما !! وا مصیبتا !!
حضور ریاست محترم کل سازمان
سلام علیکم
احتراما عطف به گزارش مورخ 28/1/1381 و 24/2/1381 در ادامه طرح اداره برون مرزی واجا در خصوص عملیاتهای بازدارنده رسانه های صوتی و تصویری ضد انقلاب در خارج از کشور این معاونت با هماهنگی کامل و گام به گام واجا کلیه مراحل اولیه و تکمیلی طرح مذکور که شامل شناسایی و جذب نیروهای مقیم کشورهای مورد نشر بوده بوسیله چندین جلسه توجیهی با عامل علیرضا امیر قاسمی در دوبی با موفقیت پشت سر گذاشته که در نهایت نتایج زیر حاصل گردیده .
1- بلحاظ از بین رفتن موقعیت منوچهر خوش زبان در کشور کانادا بالاجبار توافقی فیمابین این معاونت و ادارات کلیدی واجا در کشور(؟!) دوبی صورت گرفته که فقط مرکزیت کلیه عملیاتهای بازدارنده رسانه ای از تورنتو به دوبی انتقال یابد و بوسیله قابلیتهای موجود در آن منطقه و اجرای موفقیت آمیز فاز یک برنامه ها پس از این کلیه مسائل پشتیبانی و لجستیکی با محوریت آقای مجتبی شعبان عامل واجا در دوبی به اجرا درآید .
2- بدست آوردن موقعیتهای مناسبی که بوسیله امیر قاسمی و عملیاتهای جذبی ایشان در مورد حمید شب خیز مدیر تلویزیون ماهواره ای ایران در ایالات متحده امریکا بدست آمده این قابلیت را برای ما فراهم ساخته که بتوانیم بسیاری از فعالیتهای لجستیکی و پشتیبانی را بوسیله کانال فعالین هنری ضد انقلاب به نیروهای ادارات 13 و 15 واجا انتقال دهیم و در مقابل دیگر رسانه های ضد انقلاب یک پوشش چند ظرفیته را وارد صحنه نمائیم و النهایه راه پیشروی جهت ایجاد دو رسانه جانبی دیگر که بتوانند در صورت ایجاد اختلال در عملیات این دو پایگاه ما را با کم ظرفیتی مواجه سازد فراهم آورده ایم .
3- بدست آوردن قابلیت اخذ روادید گردشگری از دیگر دستاوردهای این عملیاتها جهت اعزام ماموران اعزامی به امریکای شمالی بوده که در چندین مرحله آزمایشی میسر واقع گردیده .
4-تخمین جدید کارشناسی شده هزینه های اولیه و نهایی این طرح و متعلق به این معاونت در چهار مرحله جهت سال 81 ، 000/700/5 دلار امریکا برآورد شده که تا این لحظه از بودجه ارزی در اختیار مبلغ 000/500/2 دلار از کانال خوش زبان به علیرضا امیر قاسمی انتقال داده شده است و در کلیه درآمدهای جانبی برنامه های اجرایی تماما بر طبق دستور مورخه 26/11/1380 حضرتعالی در اختیار معاونت برون مرزی واجا قرار داده شده که گزارش چگونگی آن به ضمیمه ارائه میگردد .
5-ایجاد پایگاههای الحاقی نیروهای واجا به مدیریت این معاونت در سه مرحله پالایش شده مورد بهره برداری قرار گرفته و موارد کشف و جذب فعالین ضد انقلاب از طریق پایگاه دوبی مراحل تکمیلی خود را پشت سر می گذارد که جزئیات آخرین عملیاتها به ضمیمه ارائه شده است .در خاتمه همراه با گزارش موارد فوق بدلیل تقارن طرحهای مشترک واجا و این معاونت در کنترل و خنثی سازی فعالیتهای گروههای ضد انقلاب خارج از کشور در تیرماه امسال درخواست در اختیار گذاشتن بودجه فاز دوم و سوم این طرح را از حضور آن ولی نعمت خواستارم / اجرکم عندا... اتقاکم .
سرپرست حراست کل سازمان
غفور درجزی
11/3/1381
نتیجه 1 : یکی از دلائلی که نظام شدیدا از دوبی متنفر است وجود عوامل امنیتی رابط نظام مقدس در این شهر است و اصلا به موضوع جزایر ایرانی و نام خلیج همیشه فارس ربطی ندارد . در همین راستا از دلائلی که نظام کاری می کند که حوالی تعطیلات عید بلیط برای دوبی پیدا نشود و هواپیماها با صندلی های متعدد خالی به دوبی بروند شناسایی احتمالی این عوامل توسط مردم شهید پرور در سطح شهر دوبی می باشد و به آزادیهای فردی در این شهر ربطی ندارد .
نتیجه 2 : همراهی عسگر اولادی با لاریجانی در سفرهای انتخاباتی فقط محض رضای خدا و مقام معظم رهبری است و ربطی به جلوگیری احتمالی از لو رفتن همکاریهای خداپسندانه صدا و سیما و کمیته امداد در جشنهای عاطفه ها و هفته های نیکوکاری که منجر به تامین هزینه تبلیغاتی و انتخاباتی علی لاریجانی و همچنین هزینه های شبکه های تلویزیونی لوس آنجلسی شد ندارد .
نتیجه 3 : تا سیه روی شود هر که می گفت موضوع چمدانهای پر از دلار مورد ادعای آقای مصباح یزدی و دوستانشان صحت ندارد . به هر حال اصل وجود چمدانهای پر از دلار درست بوده است فقط سه نکته را باید اصلاح کرد :
- مسیرش چمدان بجای اینکه از امریکا به ایران باشد ، از ایران به امریکابوده است .
- هدف دلارهای درون چمدان بجای اینکه تخریب ارزشها و اصول باشد ترویج ضد ارزشها و بی بند و باری بوده است .
- عامل چمدان بدست هم هیچیک از روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان ، نمایندگان مجلس ششم و اصلاح طلبان نبوده اند بلکه مردی بنام علی لاریجانی بوده است .
توصیه به لاریجانی و شورای هماهنگی معظم : جهت جلوگیری از انتشار ضمائم سند مذکور از هرگونه تکذیب تلویحی و تصریحی موضوع فوق الذکر بپرهیزید .
Read More
البته اين وسط آدماي بدبختي مثل عليرضا امير قاسمي هم بى جوري سه مي شن!( شايد هم سو مي شن!)
اين امير قاسمي بدبخت كلي زور زد تا ﮔﻮﮔﻮﺵ رو خراب كنه ، حالا!...
بعضي اونايي كه خدا رو قبول دارن مي ﮔﻦ : ﭼﻮب خدا صدا نداره وقتي بزنه دوا نداره!
البته فكر نمي كنم كسي تو وابسته بودن بعضي كانالهاي معروف به لس آنجلسي به صدا و سيماي ايران شك داشته باشه! ولي اين خبر يه ﭼﯿﺰ دﻳﮕﻪ است!
اصل خبر رو مي تونيد از ﮔﻮيا بخونيد ولي از اونجايي كه ﮔﻮيا تو ايران عزيز ما تو بيشتر ISP ها فيلتر شده ،متن خبرو ميزارم اينجا تا اونايي كه به ﮔﻮيا دسترسي ندارند، بخونند!:
پیرو درج و به عبارتی درز خبر توافق اعضای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در مورد اعلام نام علی لاریجانی بعنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری موج خوشحالی همه اقشار مردم بویژه خود من را هم فرا گرفت .
اصولا آقای لاریجانی از نیروهای بسیار متعهد و دلسوز و ناز انقلاب است . ولی من که فکر نمی کنم نامبرده رای بیاورد حتی فکر می کنم شورای انقلاب کاندیداتوری ایشان را پس بگیرد و او را لعن و نفرین کند . حالا طرف هزار بار هم در سخنرانی هایش مخالف چند همسری باشد ، به هر شهری که برود اعلام کند که به آن شهر توجه نشده است ( از روشهای جلب نظر مردم در عهد پارینه سنگی)و یا انتخاب افراد کابینه خود را منوط به نظر رهبری کند . (منظور همان قضیه دو خط موازی است که به هم نمی رسند مگر به فرمان مقام معظم رهبری !) باز فرقی نمی کند .
وقتی چمدانهای پر از دلار -که سالهاست همه دعواها سر آنهاست – در جیب مبارک علی لاریجانی و شورای همکاری نیروهای انقلاب پیدا شود دیگر نباید انتظار داشت که شورای نگهبان و مردم همیشه در صحنه ایشان را دارای صلاحیت ریاست جمهوری بدانند .
القصه در کشورگل و بلبلی که یک روزنامه نگار محلی و وبلاگ نویس به جرم مصاحبه با رادیو فردا به 14 سال زندان محکوم می شود تکلیف کسی که در سازمان تحت مدیریتش به کانالهای لوس آنجلسی کمکهای مالی و چراغهای سبز اعطا کرده است و چمدانهای پر از دلار را در راه توسعه تهاجم فرهنگی حیف و میل می کرده است ، معلوم است.
باید به استحضار آنهایی که به اصطلاح ماهواره ندارند رساند که لاریجانی طی مدرک ذیل افرادی را مورد الطاف خود قرار داده اند که سالهاست در حال توسعه و معرفی موسیقی های مبتذل و تصاویر مستهجن شوها و ایجاد الگوهای پوششی با نیم وجب دامن برای دختران و نیم متر موی دمب اسبی برای جوانان این مملکت بوده اند و از پولهای داده شده توسط سازمان لاریجانی برای تهاجم و شبیخون فرهنگی استفاده کرده اند .یکی از این جنابان نیز که مدیریت یکی از شبکه های تلویزیونی لوس آنجلسی همانطور که بیاد دارید در بحبوحه 18 تیر آن سال کذایی سریعا یک ترانه و شوی تلویزیونی با تعدادی از هنرمندان! لوس آنجلسی تهیه نمود که طی آن جوانان را به ریختن به خیابان ها دعوت می نمود !! . از آنجایی که تاریخ نامه فوق نیز خرداد 1381 است ، طبعا آقای لاریجانی و دوستان ایشان در راس سازمان صدا و سیما از اقدامات نامبرده که در برهه 18 تیر انجام داده بود کاملا با خبر بودند که البته مصداق کامل تشویق به شورش علیه نظام اسلامی بوده است و قطعا شورای نگهبان نمی تواند صلاحیت فردی را که در راس سازمان متبوعش به مشوقان به شورش علیه نظام اسلامی کمک مالی کرده است ، تایید کند .
مردم اینهمه شهید و جانباز داده اند ، بسیجیان و نیروی انتظامی اینهمه با مظاهر تهاجم فرهنگی مبارزه کرده اند که آقای لاریجانی و دوستانشان بودجه صدا و سیما را با کمال پر رویی برای ایجاد و توسعه تهاجم فرهنگی اختصاص دهند ؟ وا اسلاما !! وا مصیبتا !!
حضور ریاست محترم کل سازمان
سلام علیکم
احتراما عطف به گزارش مورخ 28/1/1381 و 24/2/1381 در ادامه طرح اداره برون مرزی واجا در خصوص عملیاتهای بازدارنده رسانه های صوتی و تصویری ضد انقلاب در خارج از کشور این معاونت با هماهنگی کامل و گام به گام واجا کلیه مراحل اولیه و تکمیلی طرح مذکور که شامل شناسایی و جذب نیروهای مقیم کشورهای مورد نشر بوده بوسیله چندین جلسه توجیهی با عامل علیرضا امیر قاسمی در دوبی با موفقیت پشت سر گذاشته که در نهایت نتایج زیر حاصل گردیده .
1- بلحاظ از بین رفتن موقعیت منوچهر خوش زبان در کشور کانادا بالاجبار توافقی فیمابین این معاونت و ادارات کلیدی واجا در کشور(؟!) دوبی صورت گرفته که فقط مرکزیت کلیه عملیاتهای بازدارنده رسانه ای از تورنتو به دوبی انتقال یابد و بوسیله قابلیتهای موجود در آن منطقه و اجرای موفقیت آمیز فاز یک برنامه ها پس از این کلیه مسائل پشتیبانی و لجستیکی با محوریت آقای مجتبی شعبان عامل واجا در دوبی به اجرا درآید .
2- بدست آوردن موقعیتهای مناسبی که بوسیله امیر قاسمی و عملیاتهای جذبی ایشان در مورد حمید شب خیز مدیر تلویزیون ماهواره ای ایران در ایالات متحده امریکا بدست آمده این قابلیت را برای ما فراهم ساخته که بتوانیم بسیاری از فعالیتهای لجستیکی و پشتیبانی را بوسیله کانال فعالین هنری ضد انقلاب به نیروهای ادارات 13 و 15 واجا انتقال دهیم و در مقابل دیگر رسانه های ضد انقلاب یک پوشش چند ظرفیته را وارد صحنه نمائیم و النهایه راه پیشروی جهت ایجاد دو رسانه جانبی دیگر که بتوانند در صورت ایجاد اختلال در عملیات این دو پایگاه ما را با کم ظرفیتی مواجه سازد فراهم آورده ایم .
3- بدست آوردن قابلیت اخذ روادید گردشگری از دیگر دستاوردهای این عملیاتها جهت اعزام ماموران اعزامی به امریکای شمالی بوده که در چندین مرحله آزمایشی میسر واقع گردیده .
4-تخمین جدید کارشناسی شده هزینه های اولیه و نهایی این طرح و متعلق به این معاونت در چهار مرحله جهت سال 81 ، 000/700/5 دلار امریکا برآورد شده که تا این لحظه از بودجه ارزی در اختیار مبلغ 000/500/2 دلار از کانال خوش زبان به علیرضا امیر قاسمی انتقال داده شده است و در کلیه درآمدهای جانبی برنامه های اجرایی تماما بر طبق دستور مورخه 26/11/1380 حضرتعالی در اختیار معاونت برون مرزی واجا قرار داده شده که گزارش چگونگی آن به ضمیمه ارائه میگردد .
5-ایجاد پایگاههای الحاقی نیروهای واجا به مدیریت این معاونت در سه مرحله پالایش شده مورد بهره برداری قرار گرفته و موارد کشف و جذب فعالین ضد انقلاب از طریق پایگاه دوبی مراحل تکمیلی خود را پشت سر می گذارد که جزئیات آخرین عملیاتها به ضمیمه ارائه شده است .در خاتمه همراه با گزارش موارد فوق بدلیل تقارن طرحهای مشترک واجا و این معاونت در کنترل و خنثی سازی فعالیتهای گروههای ضد انقلاب خارج از کشور در تیرماه امسال درخواست در اختیار گذاشتن بودجه فاز دوم و سوم این طرح را از حضور آن ولی نعمت خواستارم / اجرکم عندا... اتقاکم .
سرپرست حراست کل سازمان
غفور درجزی
11/3/1381
نتیجه 1 : یکی از دلائلی که نظام شدیدا از دوبی متنفر است وجود عوامل امنیتی رابط نظام مقدس در این شهر است و اصلا به موضوع جزایر ایرانی و نام خلیج همیشه فارس ربطی ندارد . در همین راستا از دلائلی که نظام کاری می کند که حوالی تعطیلات عید بلیط برای دوبی پیدا نشود و هواپیماها با صندلی های متعدد خالی به دوبی بروند شناسایی احتمالی این عوامل توسط مردم شهید پرور در سطح شهر دوبی می باشد و به آزادیهای فردی در این شهر ربطی ندارد .
نتیجه 2 : همراهی عسگر اولادی با لاریجانی در سفرهای انتخاباتی فقط محض رضای خدا و مقام معظم رهبری است و ربطی به جلوگیری احتمالی از لو رفتن همکاریهای خداپسندانه صدا و سیما و کمیته امداد در جشنهای عاطفه ها و هفته های نیکوکاری که منجر به تامین هزینه تبلیغاتی و انتخاباتی علی لاریجانی و همچنین هزینه های شبکه های تلویزیونی لوس آنجلسی شد ندارد .
نتیجه 3 : تا سیه روی شود هر که می گفت موضوع چمدانهای پر از دلار مورد ادعای آقای مصباح یزدی و دوستانشان صحت ندارد . به هر حال اصل وجود چمدانهای پر از دلار درست بوده است فقط سه نکته را باید اصلاح کرد :
- مسیرش چمدان بجای اینکه از امریکا به ایران باشد ، از ایران به امریکابوده است .
- هدف دلارهای درون چمدان بجای اینکه تخریب ارزشها و اصول باشد ترویج ضد ارزشها و بی بند و باری بوده است .
- عامل چمدان بدست هم هیچیک از روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان ، نمایندگان مجلس ششم و اصلاح طلبان نبوده اند بلکه مردی بنام علی لاریجانی بوده است .
توصیه به لاریجانی و شورای هماهنگی معظم : جهت جلوگیری از انتشار ضمائم سند مذکور از هرگونه تکذیب تلویحی و تصریحی موضوع فوق الذکر بپرهیزید .
چهارشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۴
انسان؟
1-در همسايگي ما خانم جواني زندگي مي کند که به نوعي مادر تمام گربه هاست.
تمام گربه هاي کمپاند را به نام مي شناسد.براي آنها سرپناه بزرگي در حياط خانه ساخته است و مقدار زيادي از در آمدش را براي گربه ها هزينه مي کند
مدتي پبش هيات مديره کمپاند اعلام کرد "از آنجايي که گربه هاي خياباني کمپاند زياد شده اند ،کمپاند بعد از اين تمام گربه هاي بدون قلاده را از کمپاند بيرون مي کند"
فرداي آن روز کريستين براي نمام گربه هاي کمپاند قلاده خريد.!
چند روز پيش کريستين با چشمان پر از اشک به خانه ما آمده بود و خبر داد چارلي(يکي از گربه هاي کمپاند) بيمار است،ظاهرا استخوان يا چيز ديگري در گلويش گير کرده
چارلي را به بيمارستان برده بود و بستري کرده بود!
امروز که او را در سوپرمارکت ديدم بسيار خوشجال بود و گفت چارلي امروز مرخص مي شود!سبد خريدش پر بود ار غذاي گربه!
کريستين فرانسوي است .و مسيحي است.
2- تام مرد نازنيني است که همسري ايراني دارد.با وجود 78 سال سن ،پاي ثابت تمام پارتي هايي است که ايرانيان اينجا به مناسبت هاي مختلف برگزار مي کنند. در تمام طول پارتي تام مي رقصد و همه را شاد مي کند
تام آمريکايي است و در يک موسسه خيريه کار مي کند و ظاهرا اعتقادي به خدا ندارد.
3-کمپاند به شهرک هايي گفته مي شود که مخصوص خارجي هاي شاغل در عربستان ساخته شده است و اين آدمها در طول روز بيرون از کمپاند کار مي کنند ، بنابر اين بيشتر ساکنين روز شهر را بچه ها(همراه پرستارشان) و بغضي خانم هاي خانه دار،تشکيل مي دهند
4- بعد از حمله آمريکا به عراق بيشتر اين کمپاند ها هدف حمله هاي انتحاري قرار گرفتند(بيشتر به وسيله اتومبيل هاي حاوي مواد منفجره)، کسي که اتومبيل را هدايت مي کرد انسان معتقدي بود و ايمان داشت که جانش را در راه رضاي خداي و ار بين بردن دشمنان خدا فدا کرده است.
5- در حمله آمريکا به عراق تعداد زيادي از مردم عادي به بهانه آزادي هديه شده از طرف بوش کشته شدند.
.....
به نظر شما اگر خدايي وجود داشته باشد،کدام يک از اين آدمها لايق بهشت اند؟
Read More
تمام گربه هاي کمپاند را به نام مي شناسد.براي آنها سرپناه بزرگي در حياط خانه ساخته است و مقدار زيادي از در آمدش را براي گربه ها هزينه مي کند
مدتي پبش هيات مديره کمپاند اعلام کرد "از آنجايي که گربه هاي خياباني کمپاند زياد شده اند ،کمپاند بعد از اين تمام گربه هاي بدون قلاده را از کمپاند بيرون مي کند"
فرداي آن روز کريستين براي نمام گربه هاي کمپاند قلاده خريد.!
چند روز پيش کريستين با چشمان پر از اشک به خانه ما آمده بود و خبر داد چارلي(يکي از گربه هاي کمپاند) بيمار است،ظاهرا استخوان يا چيز ديگري در گلويش گير کرده
چارلي را به بيمارستان برده بود و بستري کرده بود!
امروز که او را در سوپرمارکت ديدم بسيار خوشجال بود و گفت چارلي امروز مرخص مي شود!سبد خريدش پر بود ار غذاي گربه!
کريستين فرانسوي است .و مسيحي است.
2- تام مرد نازنيني است که همسري ايراني دارد.با وجود 78 سال سن ،پاي ثابت تمام پارتي هايي است که ايرانيان اينجا به مناسبت هاي مختلف برگزار مي کنند. در تمام طول پارتي تام مي رقصد و همه را شاد مي کند
تام آمريکايي است و در يک موسسه خيريه کار مي کند و ظاهرا اعتقادي به خدا ندارد.
3-کمپاند به شهرک هايي گفته مي شود که مخصوص خارجي هاي شاغل در عربستان ساخته شده است و اين آدمها در طول روز بيرون از کمپاند کار مي کنند ، بنابر اين بيشتر ساکنين روز شهر را بچه ها(همراه پرستارشان) و بغضي خانم هاي خانه دار،تشکيل مي دهند
4- بعد از حمله آمريکا به عراق بيشتر اين کمپاند ها هدف حمله هاي انتحاري قرار گرفتند(بيشتر به وسيله اتومبيل هاي حاوي مواد منفجره)، کسي که اتومبيل را هدايت مي کرد انسان معتقدي بود و ايمان داشت که جانش را در راه رضاي خداي و ار بين بردن دشمنان خدا فدا کرده است.
5- در حمله آمريکا به عراق تعداد زيادي از مردم عادي به بهانه آزادي هديه شده از طرف بوش کشته شدند.
.....
به نظر شما اگر خدايي وجود داشته باشد،کدام يک از اين آدمها لايق بهشت اند؟
جمعه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۴
چهارشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۴
یکشنبه، اسفند ۳۰، ۱۳۸۳
سال نو
كتابهايم در خانه جا مانده ،حالا من اينجايم، بدون كتاب
تنها ارتباط من با زبان فارسي بحز معدود ايرانيان دورو برم همين Weblog هاي فارسي است
و اين شيدا يكي از بهترين هاي أنهاست
اين مطلبش را درست بعد از تحويل سال خواندم
-----------------------------------------
اميدوارم سالي سرشار از اميد و شادي و بهروزي داشته باشيد
Read More
تنها ارتباط من با زبان فارسي بحز معدود ايرانيان دورو برم همين Weblog هاي فارسي است
و اين شيدا يكي از بهترين هاي أنهاست
اين مطلبش را درست بعد از تحويل سال خواندم
-----------------------------------------
اميدوارم سالي سرشار از اميد و شادي و بهروزي داشته باشيد
نوروز دور از ميهن
وقتي دور از ميهن كنار سفره هفت سين نشسته باشي،وقتي از صبج مجبور بوده باشي با همه به زباني غير از فارسي حرف بزني، تماشاي برنامه هاي PMC هم قابل تحمل و حتي جذاب مي شود!
Read More
شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۳
أسمان هركجا أيا همين رنگ است؟
تازه دارم تست مي كنم كه أسمان هر كجا أيا همون رنگ ايران خودمان است؟
Read More
جمعه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۳
اینطور که بویش می آید ظاهرا برای مدتی باید بروم پیش عربهای محترم و برای یانکی های چشم آبی برنامه بنویسم!
به همین مناسبت به همه پیشنهاد می کنم اگر در بانک تجارت حساب دارند ، خیلی سریع حسابشان را ببندند!
از کجا معلوم؟ شاید زد به سر یکی و همواپیمای مار را دزدزید و زد به ساختمان باک تجارت!
در حر حال اگر از این سفر برنگشتم،مجبورم از همینجا از همه دوستانم خداحافظی کنم،فرصت برای خداحافظی از همه نبود.
دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۳
چهارشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۳
بهرام یشت
...پس برای هفتم بار،بهرام اهورا آفریده در کالبد مرغ شاهین با پرهای کشیده(مرغ بال زن) نمودار شد، آنکه در میان مرغان تند پرواز تر و چالاک ترین است و دور پرواز ترین ؛ که با چنگال های قوی و نیرومند از پایین شکاری را به دام اندازد و با منقاری استوار و محکم از بالا، آنرا بدرد و پاره کند.
تنها شاهین پرکش و تیز پر است از میان همه جانداران که سریع تر از تیر پران پرواز می کند و هیچ گاه تیری به او نمی رسد. در آغازین آغاز سپیده دمان،نه هنگام تیره شبان ، راست و استوار به پرواز در می آید ، به دور ها تا خورشید و مترصد و جویای یابش خوراک در قله کوهها،در صخره ها و تنگه ها و ژرفای دره ها و فرازین شاخ درختان با گوش هایی شنوا و حساس...(بخشی از بهرام یشت)
Read More
تنها شاهین پرکش و تیز پر است از میان همه جانداران که سریع تر از تیر پران پرواز می کند و هیچ گاه تیری به او نمی رسد. در آغازین آغاز سپیده دمان،نه هنگام تیره شبان ، راست و استوار به پرواز در می آید ، به دور ها تا خورشید و مترصد و جویای یابش خوراک در قله کوهها،در صخره ها و تنگه ها و ژرفای دره ها و فرازین شاخ درختان با گوش هایی شنوا و حساس...(بخشی از بهرام یشت)
شنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۳
مردی از بهشت
سالها پیش در یک مجله قدیمی شعری خواندم که بعد اینهمه سال هنوز یک بیتش توی ذهن من مانده است.
ادامه شعر و اینکه این شعر از چه کسی است را هر چه کردم به یاد نیاوردم.
ولی همین یک بیت هم بدجوری کامل است:
انتظـــــــار مــــــردی از بهـشت قصه دروغ مادرانه بود
من دریچه را به روی باد بسته ام بـــاد را پیام آشتی نبود
Read More
ادامه شعر و اینکه این شعر از چه کسی است را هر چه کردم به یاد نیاوردم.
ولی همین یک بیت هم بدجوری کامل است:
انتظـــــــار مــــــردی از بهـشت قصه دروغ مادرانه بود
من دریچه را به روی باد بسته ام بـــاد را پیام آشتی نبود
فروغ
مدتها بود می خواستم حرفی را بزنم، هر بار که می نوشتم یا آنقدر طولانی می شد که حوصله خودم هم سر می رفت، یا آنقدر کوتاه که حتی خودم هم نمی فهمیدم چه نوشته ام!و دست آخر مجبور می شدم مطلب را پاک کنم!
تا اینکه این مطلب را خواندم!
نمی دانم چقدر با این حس آشنایی؟
اما از طرف خودم از فروغ عزیز متشکرم برای بیان احساس درونی ام!
هر چند که او حس نیمه دیگری از جامعه ای را بیان کرده که هر دو در آن زندانی بوده ایم!
من در نیمه مردان و او در نیمه زنان.
چه کسی باور می کند در آن سالها اگر حتی با خواهرت بیرون می رفتی غیر از همراه داشتن مدرک شناسایی معتبر باید هر دو می دانستید که یخچال خانه اتان چند فوت است؟ خاله اتان چند تا بچه دارد؟و....
چقدر برای همراه داشتن یک کاست کیفیت بد پینک فلوید در زیر زمین مسجد کتک خورده ای؟
مهم نیست ، ولش کن ،
بگدار آن سید خندان همچنان بخندد،
بگذار همانهایی که در زمان کودکی ات جلوی چشمان تو صورت دخترانی را که آرایش داشتند (و نداشتند!!!)را با تیغ پاره می کردند، فریاد دمکراسی و مردم خواهی سر بدهند!
اینها هیچ کدام مهم نیست ، مهم این است که آدمی مثل تورا هیچ کس(حتی خاتمی) ، دیگر نمی تواند خر کند!
Read More
تا اینکه این مطلب را خواندم!
نمی دانم چقدر با این حس آشنایی؟
اما از طرف خودم از فروغ عزیز متشکرم برای بیان احساس درونی ام!
هر چند که او حس نیمه دیگری از جامعه ای را بیان کرده که هر دو در آن زندانی بوده ایم!
من در نیمه مردان و او در نیمه زنان.
چه کسی باور می کند در آن سالها اگر حتی با خواهرت بیرون می رفتی غیر از همراه داشتن مدرک شناسایی معتبر باید هر دو می دانستید که یخچال خانه اتان چند فوت است؟ خاله اتان چند تا بچه دارد؟و....
چقدر برای همراه داشتن یک کاست کیفیت بد پینک فلوید در زیر زمین مسجد کتک خورده ای؟
مهم نیست ، ولش کن ،
بگدار آن سید خندان همچنان بخندد،
بگذار همانهایی که در زمان کودکی ات جلوی چشمان تو صورت دخترانی را که آرایش داشتند (و نداشتند!!!)را با تیغ پاره می کردند، فریاد دمکراسی و مردم خواهی سر بدهند!
اینها هیچ کدام مهم نیست ، مهم این است که آدمی مثل تورا هیچ کس(حتی خاتمی) ، دیگر نمی تواند خر کند!
یکشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۳
و خدایی هم هست!؟؟؟؟
خواستم بروم بخوابم که صدای گریه جیغ مانند گربه ای را از جلوی در خانه شنیدم!
در را که باز کردم ، گربه ای خیس و سرما زده کنار در ایستاده بود و ناله می کرد.
مو های تنم سیخ شد!
چه کاری می شود برای یک گربه غریبه که اگر دست به او بزنی چنگ می زند کرد؟
کمی برایش غذا آوردم و کنارش گذاشتم
تکه لباسی را هم کنارش گذاشتم که اگر خواست به عنوان رو انداز روی خودش بیاندازد.
بعد با وجدانی آسوده آمدم که بخوابم.
اما ناگهان هزاران صدای گریه و ناله در سرم پیچید!
به یاد آدمهایی افتادم که در بیرون از چهار دیوار خانه من داشتند از سرما یخ می زدند!
حالا 1-2 ساعتی می شود که دارم فکر می کنم که چه کاری می شود کرد؟
آوردن شان به خانه؟
یک وعده غذای گرم؟
لباس گرم؟
ولی خوب می دانم که هیچ کدام راه حل نیست!
به برکت اقتصاد پویای اسلامی آنقدر تعدادشان زیاد است که ....
---------------
فکر می کنید چند سال می کشد که تعداد کارتن خوابهای شهرمان با گربه های شهرمان برابری کند؟
امید داشتن به اینکه حکومت ملایان هم کاری بکنند خنده دار است!
اینکه به قول بعضی از دوستان درهای مساجد را بروی شان باز کنند و ... امید بیهوده ایست که ما فقط برای راحتی وجدان خودمان ساخته ایم!
مساجد برای عباد تند، حالا یا باید توی آنها نماز و زیارت عاشورا خواند، یا کسانی را که موازین شرع مقدس را رعایت نکرده اند امر به معروف کرد!
فوقش یک چند روزی برای آبرو داری آنها را از خیابان جمع کنند(راستی چند با تا به حال قرار شده کودکان خیابانی جمع آوری شوند؟ به نظر شما تعدادشان کمتر شده یا بیشتر؟)
مردم بم هنوز بعد از یک سال سرپناهی ندارند! و کمک های مردمی هم بنا به اعتراف خود ملایان در حال فروش در بازار است!
آنوقت می خواهیم کمک های ما به کارتن خواب های شهرمان سر از کجا در بیاورد؟
شاید این آدمها باید قربانی شوند تا ما بیدار شویم و ببینیم دورو برمان چه خبر است؟
مرگ یک فلسطینی بیشتر از مرگ تمام کارتن خوابهای تهران در رسانه ملی ما انعکاس دارد!
یک کار بهتر هم می شود کرد!
لباس های کهنه امان را برایشان ببریم، غرور خرد شده اشان را خرد تر کنیم، فکر هم نکنیم که سال بعد تعدادشان چند برابر می شود. بعد هم با خیال به خانه بیاییم و تلویزیون نگاه کنیم ، به اردل و دارو دسته اش بخندیم و بعد با خیال راحت بخوابیم ،که چه انسانهای خوب و شریفی هستیم!
Read More
در را که باز کردم ، گربه ای خیس و سرما زده کنار در ایستاده بود و ناله می کرد.
مو های تنم سیخ شد!
چه کاری می شود برای یک گربه غریبه که اگر دست به او بزنی چنگ می زند کرد؟
کمی برایش غذا آوردم و کنارش گذاشتم
تکه لباسی را هم کنارش گذاشتم که اگر خواست به عنوان رو انداز روی خودش بیاندازد.
بعد با وجدانی آسوده آمدم که بخوابم.
اما ناگهان هزاران صدای گریه و ناله در سرم پیچید!
به یاد آدمهایی افتادم که در بیرون از چهار دیوار خانه من داشتند از سرما یخ می زدند!
حالا 1-2 ساعتی می شود که دارم فکر می کنم که چه کاری می شود کرد؟
آوردن شان به خانه؟
یک وعده غذای گرم؟
لباس گرم؟
ولی خوب می دانم که هیچ کدام راه حل نیست!
به برکت اقتصاد پویای اسلامی آنقدر تعدادشان زیاد است که ....
---------------
فکر می کنید چند سال می کشد که تعداد کارتن خوابهای شهرمان با گربه های شهرمان برابری کند؟
امید داشتن به اینکه حکومت ملایان هم کاری بکنند خنده دار است!
اینکه به قول بعضی از دوستان درهای مساجد را بروی شان باز کنند و ... امید بیهوده ایست که ما فقط برای راحتی وجدان خودمان ساخته ایم!
مساجد برای عباد تند، حالا یا باید توی آنها نماز و زیارت عاشورا خواند، یا کسانی را که موازین شرع مقدس را رعایت نکرده اند امر به معروف کرد!
فوقش یک چند روزی برای آبرو داری آنها را از خیابان جمع کنند(راستی چند با تا به حال قرار شده کودکان خیابانی جمع آوری شوند؟ به نظر شما تعدادشان کمتر شده یا بیشتر؟)
مردم بم هنوز بعد از یک سال سرپناهی ندارند! و کمک های مردمی هم بنا به اعتراف خود ملایان در حال فروش در بازار است!
آنوقت می خواهیم کمک های ما به کارتن خواب های شهرمان سر از کجا در بیاورد؟
شاید این آدمها باید قربانی شوند تا ما بیدار شویم و ببینیم دورو برمان چه خبر است؟
مرگ یک فلسطینی بیشتر از مرگ تمام کارتن خوابهای تهران در رسانه ملی ما انعکاس دارد!
یک کار بهتر هم می شود کرد!
لباس های کهنه امان را برایشان ببریم، غرور خرد شده اشان را خرد تر کنیم، فکر هم نکنیم که سال بعد تعدادشان چند برابر می شود. بعد هم با خیال به خانه بیاییم و تلویزیون نگاه کنیم ، به اردل و دارو دسته اش بخندیم و بعد با خیال راحت بخوابیم ،که چه انسانهای خوب و شریفی هستیم!
!!!
وقتی مطلب قبلی را می نوشتم اصلا خبری از Comment نبود،
ولی امروز که وارد اینجا شدم دیدم که 2 نفر کامنت گذاشتند!
یکیشون جناب یِک گیله مرد عزیز است که فکرز نمی کردم هنوز بعد با اینکه اینجا Update نمی شد به اینجا سر بزند و دیگری هم جوانان کمونیست ایران!
خوب پس باید یک مقداری تو مطلب قبلی تجدید نظر کنم !
ظاهرا اینجا آن طور ها هم که فکر می کرئم خلوت نیست!
Read More
ولی امروز که وارد اینجا شدم دیدم که 2 نفر کامنت گذاشتند!
یکیشون جناب یِک گیله مرد عزیز است که فکرز نمی کردم هنوز بعد با اینکه اینجا Update نمی شد به اینجا سر بزند و دیگری هم جوانان کمونیست ایران!
خوب پس باید یک مقداری تو مطلب قبلی تجدید نظر کنم !
ظاهرا اینجا آن طور ها هم که فکر می کرئم خلوت نیست!
سهشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۳
یاد من باشد تنها هستم
تا جایی که می دونم ، من تنها کسی هستم که به اینجا سر می زنم،این یه خوبی داره و اونم اینه که اینجا می تونه به یه دفتر خاطرات شخصی تبدیل یشه!با این تفاوت که چون ممکنه یکی تصادفی از این طرفا رد شه، هر حرفی رو نمی شه زد!(یه چیزی تو مایه های خود سانسوری!)از این به بعد می خوام تو اینحا همین کارو بکنم!تا ببینمیم چی می شه!
دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۳
اشتراک در:
پستها
(
Atom
)
جستجوی این وبلاگ
برچسبها
جاهايي که سر ميزنم
کتابخانهها
- کتاب فارسی
- ایرانیان آمریکای شمالی
- کتابخانه رضا قاسمی-دوات
- کتابخانه داتیس
- قفسه
- کتابخانه آشیان
- پارس تک
- کتابخانه مارکسیستها
- امیرحسین خنجی
- کتابخانه خوابگرد
- کتبخانه اهل سنت
- کتابخانه پارس
- آوای آزاد
- نیلوفرانه
- کتابخانه بهاییان
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه کامپیوتر
- کتابخانه نشر کارگری
- کتابخانه ادم و حوا
- جستجو در کتابهای فارسی
- کتابخانه نهضت ملی ایران
- تبرستان
- کتابخانه ایران باستان
اخبار زرتشتیان
CopyLeft! هرگونه کپی برداری مجازاست، اما خوشحال میشوم اگر به خودم هم خبر بدهید. با پشتیبانی Blogger.
آرشیو وبلاگ
-
2009
(53)
- دسامبر (4)
- نوامبر (3)
- اکتبر (2)
- سپتامبر (4)
- اوت (6)
- ژوئیهٔ (10)
- ژوئن (4)
- مهٔ (3)
- آوریل (3)
- فوریهٔ (7)
- ژانویهٔ (7)
-
2008
(77)
- دسامبر (4)
- نوامبر (4)
- اکتبر (3)
- سپتامبر (4)
- اوت (15)
- ژوئیهٔ (11)
- ژوئن (7)
- مهٔ (2)
- آوریل (7)
- مارس (11)
- فوریهٔ (2)
- ژانویهٔ (7)
-
2007
(60)
- دسامبر (7)
- نوامبر (1)
- اکتبر (2)
- سپتامبر (3)
- اوت (2)
- ژوئیهٔ (8)
- ژوئن (10)
- مهٔ (5)
- آوریل (2)
- مارس (8)
- فوریهٔ (3)
- ژانویهٔ (9)
-
2006
(130)
- دسامبر (8)
- نوامبر (6)
- اکتبر (6)
- سپتامبر (6)
- اوت (8)
- ژوئیهٔ (15)
- ژوئن (15)
- مهٔ (21)
- آوریل (15)
- مارس (8)
- فوریهٔ (6)
- ژانویهٔ (16)
بیشتر خواندهشدهها
-
در پسلرزهای اولیهی «اسناد پاناما»، وقتی مشخص شد در برخی از این اسناد، نام «محمود احمدینژاد» ذکر شده، گروهی که به اصلاحطلبان معروف شده...
-
وقتی بنفشه را با گل سرخ برانداز می کنند ممکن است این نظر به میان بیاید که چرا بنفشه اینقدر کبود است؟ بخشی از یک نامه از نیمای یوش به احمد شا...
-
حمید هامون هم رفت! نه دکتر من یه موقعی فکر میکردم یه گهی میشم، اما هیچ پخی نشدم۰ چهل و خوردهای ازم گذشته ولی بدتر آویزوونم، آویزوون. چی ک...
-
نام من شیری نگاری است، من هم دوست داشتم توی کلمبیا حرف بزنم اما وقتی ایران به حماس پول داد تا اتوبوس ما رو منفجر کنند، کشته شدم. عکس را از ی...
-
من صدای انقلاب شما رو شنیدم! ماجراهای مناظرهها شما رو یاد این جمله شاه نمی اندازه؟
-
کاش آخر همه قصهها خوب تمام میشد!
-
آخرین جمله پاپیون رو به آسمان: Hey, you bastards, I'm still here! پ.ن : چرا درنسخه دوبله فارسی این جمله حذف شده است؟
-
من فکر میکنم آدمها همیشه بیشتر از آنی که سزاوراش هستند بدست میآورند، شما چطور؟ پ.ن: این عکس تزیینی است شاید هم ساختگی باشد، باور کنید به ه...
-
ميخواهم از شما که از ما هزار بار بگوييد بگويند با قاري بزرگ، ميکاريم عشق بزرگ را، تا گل دهد به دامن بيزاري بزرگ... لینک
© ما اينيم 2013 . Powered by Bootstrap , Blogger templates and RWD Testing Tool
