کریسمس ما
در کریسمسهای ما هنوز والتدیزنی حرام بود،برای همین نه خبری از اسکروچ بود نه میکی،
انگار آسمان قصد کرده بود کریسمس همیشه تعطیل باشد!(1)
سالهاست که اسکروچ حایگزین برنادت شده و میکی دیگر حرام نیست(2) (مینی را البته نمیدانم).
اما برای من هنوز کریسمس یادآور آهنگ برنادت است و صبحی که به احتمال زیاد تعطیل بود.
کافی بود کمی چشمت را بازکنی، میشد نور برف را حتی دمدمهای صبح، که هنوز هوا روشن نشده بود از پشت شیشه دید.
خوردن یک آش گرم،بعد از یک برف بازی حسابی، هم از برنامههای ویژه بود.
و البته درد دلچسب انگشتهای قرمزشده و یخ زده از سرما وقتی روی چراغ علاالدین گرم میشد.
پ.ن1: یادش بخیر آقای پرورش-وزیر آموزش و پرورش وقت- با اولین برف زمستان-حتی اگر فقط کوچهها خیس میشد، مدرسهها را تعطیل میکرد
پ.ن2: شاید تویش پولک پیدا کردهاند؟

|
3 دیدگاه:
There was a child named bernadette
I heard the story long ago
She saw the queen of heaven once
And kept the vision in her soul
No one believed what she had seen
No one believed what she heard
But there were sorrows to be here
And mercy, mercy in this world
So many hearts I find, broke like yours and mine
Torn by what weve done and cant undo
I just wanna hold you, come on let
me hold you
Weve been around, we fall, we fly
We mostly fall, we mostly run
And every now and then we try
To mend the damage that weve done
.....
برای من کریسمس یادآور دانه های زیبای برف است واسکروجی که از بچگیم در این شب بوده!
vala barf bazie ma ke to madrese bood
agar ye metre ham barf miumad madreseie mantagheie ma tatil nemishood. hagham dashtan choon on toori hameie zemeston ro bayad tatil mikardan, albate az barekate nezam mizane barandeghi ham kam shoodeh to in sala va hala ba ye barfe zeperti madrese tatil mishe, khobe in rasme rozzegare dige
tavaloode masihe khoda ro tabrik migam behet
ای دوست نخور هندونه با پوست...
من هم زایمان مریم خدا رو تبریک می گم
قربونش بشم چه فصقلیه، دختره یا پسر؟ نازی نازی
گریه نکن برات بابا می خرم...
ارسال يک نظر